خرید لباس ورزشی خصوصي سازي تامين اجتماعي!!

چند روز پيش در خبرها  آمده بود که مديرعامل سازمان تامين اجتماعي اظهار اميدواري کرده است که بخشي از مسئوليت ها و وظايف تامين اجتماعي به موسسات خصوصي واگذار خواهد شد تا برنامه هاي خصوصي سازي به نحو احسن در کشور به منصه ظهور برسد.بنده با تجارب عديده اي که در شناسايي وعده هاي مسئولان امور به خصوص در رده هاي دوم و سوم دولت دارم به نتيجه تلخي رسيده ام و آن اين که اغلب حضرات برنامه ريزان از تاريخ مملکت و به خصوص تاريخچه سازمان ها و موسسات تحت رياست خود بي خبرند و تصور مي کنند مقررات و قوانيني که طي هفتاد هشتاد سال گذشته وضع شده به صورت شوخي و بازي و تفريح و در حالت خلق الساعه تدوين شده است و گويا دولت هاي گذشته به خاطر تفريح و تفنن و سرگرمي اين قوانين و مقررات را وضع کرده اند.ارجاع مشاغل تخصصي به افرادي که متاسفانه در کار خود صاحب تخصص و علاقه و اطلاعات جامع نيستند مشکلات عديده اي براي کشور ايجاد مي کند که در گذشته شاهد به نتيجه صفر رسيدن بعضي از آن ها، تجربه شکست پشت تجربه شکست و گزيده شدن از يک سوراخ به دفعات بي شمار بوده ايم.گاهي تصميماتي در اتاق هاي دربسته و بيشتر روي حدس و گمان اتخاذ مي شود که در عمل زيان هايي براي کشور دربر دارد.تجربه تلخ اخير درباره افزايش ناگهاني ماليات بازاريان و اصناف به ميزان ۷۰ درصد نسبت به سال گذشته که در نهايت با افزايش ۱۵ درصد خاتمه يافت حکايت از کارهاي عجولانه و غيرمتعارف و عقب نشيني در مرحله بعدي به دليل عدم امکان پياده و عملي شدن آن مي کند.تامين اجتماعي و موضوع بيمه هاي اجتماعي و تامين خدمات درماني موضوعي است که مسبوق به سوابق طولاني است و به نيازهاي مبرم طبقه زحمتکش کشور و پذيرفتن آن در شرايط سال هاي پس از شهريور ۱۳۲۰، سقوط حکومت ديکتاتوري رضاشاه و قبول اين واقعيت که همه آحاد و افراد ملت حق دارند از حمايت هاي بهداشتي- درماني برخوردار باشند برمي گردد.دولت هاي گذشته محض هوي و هوس اين تسهيلات را براي کارگران و کارمندان و حقوق بگيران قائل نشده بودند. در دوران بيست ساله ديکتاتوري، کارگر اصولا به حساب آورده نمي شد و در اسناد راه سازي و راه آهن سازي آن زمان ديده ام که لفظ کارگر را نمي نوشتند و به جاي آن عمله مي گفتند. زيرا کارگر، روز جهاني کارگر و کشورهاي پرولتاريايي را تداعي مي کرد و بهتر بود عمله گفته و نوشته شود، زيرا مراد از عمله، عمله هايي بود که به صورت روزمزد در کارهاي بنايي ساختمان ها چند هفته و چند ماهي کار مي کردند آجر بالا مي انداختند و سطل آهک و گچ و سيمان بالا مي فرستادند و صاحب کار به آن ها تعهدي نداشت و پس از تمام شدن بنا، دنبال کار خود مي رفتند. اما نمي شد درباره شصت هزار کارگر صنعت نفت شرکت انگليس و ايران يا حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تن کارگران صنايع مختلف و نوپاي ايران از مشروطه به اين سو لفظ عمله را به کار برد و آن ها عمله نبودند، بلکه کارگر به معناي واقعي خود بودند. پس از شهريور ۱۳۲۰، حزب توده و شوراي متحده اتحاديه هاي کارگري ايران که هر دو ستون پنجم شوروي و حزب کمونيست و سازمان هاي اطلاعاتي آن کشور در ايران بودند با علم کردن ستاد حمايت از کارگران و زحمتکشان، نيروهاي متشکلي فراهم آوردند و سربازگيري کردند که در تظاهرات آن ها را به حرکت درمي آوردند و نيروي انساني متشکل و پرشماري را در اختيار گرفته بودند که حتي وادارشان مي کردند براي اعطاي امتياز نفت شمال به دولت شوروي، در خيابان ها راه پيمايي کنند و شعار زنده باد استالين و مرگ بر ساعد (ساعد نخست وزير ايران که با دادن امتياز نفت به روس ها مخالفت کرده بود) بدهند.سياست مداران خردمند و مجرب ايران مانند مرحوم قوام السلطنه، احمد آرامش، حسن ارسنجاني، موسوي زاده (همان کسي که متهمان شهرباني زمان رضاشاه را محاکمه کرد) در مقابل اعمال نفوذ تخريبي حزب توده و شوراي متحده اتحاديه هاي مرکزي کارگري ايران که نظم و آرامش را به هم مي زد، در کارخانه ها خرابکاري مي کرد، مدام اعتصاب راه مي انداخت در شهرها و خيابان ها شورش برپا و حتي محيط روستاها را متشنج مي کرد، عاقلانه به چاره جويي پرداختند. فراموش نشود در آن روزگار خطه آذربايجان از ايران جدا شده و يک حکومت خودمختار کمونيستي کاملا وابسته به بيگانه با نيروي مسلح زمام امور را در دست داشت. کردستان نيز زير پوشش حکومت خودمختار مهاباد قرار گرفته بود، گيلان و مازندران و خراسان و گرگان نيز در اغتشاش به سر مي برد.عقلاي قوم دورهم جمع شدند، حزبي به نام دموکرات ايران تاسيس کردند که در شعارهاي دموکراتيک، گنجاندن مواد مترقي به نفع فرهنگ و بهداشت و درمان و رفاه طبقات محروم از حزب توده پيشي گرفته بود. در اساس نامه اين حزب موادي چون تامين مسکن، تامين بهداشت و درمان و شغل، آموزش و پرورش رايگان پيش بيني شده بود، حزب دموکرات ايران با تشکيل اتحاديه هاي کارگري گوي سبقت را از حزب توده و شوراي متحده اتحاديه هاي کارگري ربود. تامين اجتماعي و خدمات درماني، معافيت زنان وضع حمل کرده کارگر از کار به مدت دو ماه، با پرداخت حقوق از مواد ارائه شده اين حزب بود. بعدها با تشکيل جبهه ملي تمام حربه هاي حزب توده از دست آن حزب گرفته شد و دولت کم کم توانست اين مواد را اجرا کند و از ميزان عدم رضايت عمومي بکاهد.اجراي اين مواد مترقي طي شصت هفتاد سال عملي شد و به نفع مملکت بود و طبقه زحمتکش کشور را راضي کرد.اکنون صحبت از خصوصي شدن تامين اجتماعي، شعاري غير عملي است که نارضايي هاي عمده به دنبال خواهد داشت. زيرا همه مي دانند ميزان دستمزدها در ايران با هزينه ها نمي خواند و تورم و گراني روز به روز مردم را در تنگنا قرار مي دهد.طب ملي و رايگان در بسياري از کشورهاي ثروتمند اروپايي در کنار موارد اميدبخشي چون بيمه بيکاري برقرار است و خدا نمي پذيرد که در ايران طبقات فرودست و زحمتکش که در مقابل آسيب هايي چون ورود بي رويه اجناس خارجي از شيرمرغ تا جان آدميزاد آسيب پذيرتر شده اند، از چتر حمايتي دولت محروم شوند و به بهانه خصوصي سازي آن ها را به سراغ موسسات و بيمارستان ها و درمانگاه هايي بفرستند که ورود به حريم آن ها دل شير و ثروت قارون و هزار نوع وسيله و پارتي مي خواهد.بهتر است آقايان کمي تاريخ موسساتي را که به رياست آن منصوب مي شوند بخوانند.

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در خرید